شمس الدين احمد

25

خزائن الملوك ( فارسى )

و اگر امعا بود علامتش آثار مرض « 1 » ديدان باشد و در صرع اطرافى هنگام نوبت چشم مصروع باز ماند و پراشك نمايد و رنگ روى بسياهى گرايد و انگشتان دست و پا منقلب گردند و در ديگر اعضا تمدد پديد آيد و به قرب نوبت احتياج بول زودزود شود و فازه ؟ ؟ ؟ و خميازه بسيار آيد سوم آنكه سبب حدوث علّت لسع حيوان زهردار چون عقرب و زنبور و يا قوت حس دماغ باشد و اين نوع را از تقدم سبب و امارات صداع قوت حس دماغى توان دريافت و اللّه اعلم سكته بفتح اول و سكون كاف و فتح تاى فوقانى و هاى موقوفه حالتيست كه حس و حركت جميع اعضا الا تنفس معطل شود و گاه باشد كه تنفس نيز نتوان دريافت و شبهه افتد كه زنده است يا جان بجان‌بخش سپرد پس از نگاهداشتن پنبه منفوشه بر سوراخ بينى و آب بالاى بطن و حركت كردن آن فرق از مسكوت و ميّت توان داشت و نيز از تحريك شريان زير زبان و عرق واقع فىمابين انثيين و جهيدن شريان كه در دبرست معلوم بايد كرد و بهترين از همه اينست كه در مردمك مسكوت نظر كنند اگر شبيه معاينه شود مسكوت‌ست و الّا ميّت و جالينوس در كتاب تحريم الدفن ذكر كرده كه صاحب سكته را تا هفتاد و دو ساعت براى امتحان حالت از تدفين نگاهدارند و قال الشيخ قد يعرض ان يسكت الانسان فلا يفرق بينه و بين الميت ثم انه يعيش و يسلم و قد رأينا منهم خلقا كثيرا كانت هذا حالهم فان النفس كان لم يظهر فيهم و النبض يسقط تمام السقوط و ايضا قال الشيخ و السكتة يتقدمها فى اكثر الاوقات صداع و انتفاخ الاوداج و دوار و سدر و ظلمة البصر و اختلاج فى البدن كلّه و تصريف الاسنان فى النوم و كسل و ثقل و كثيرا ما يكون بوله زنجاريا و اسود و رسوب نشارى و نخالى كذا فى القانون و سبب كلى اين مرض سدهء تامه است كه به يك بار در همگى بطون شريفهء دماغ افتد و موجبات سدّه تارة از امتلاى دماغ و اخرى از انقباض آن بحصول انجامد و سكتهء امتلائى گاهى از تورم دماغ بورم گرم يا سرد و گاهى از اجتماع مواد غليظهء كثيره بلغميه باشد خواه سوداويه در تجاويف و منافذ دماغ بىشائبه آماس بمنصهء ظهور مىرسد و گاه باشد كه خون در بدن غالب آيد و شريانات همه تن عموما و عرقين سباتين خصوصا و تجاويف دماغ به نهجى بامتلا گرايند كه راه برآمدن قوت روح حيوانى از دل بسوى دماغ و مسلك فرود آمدن قوت روح نفسانى از دماغ بهمگى اندامها بسته شود و سكتهء امتلائى دست دهد و حدوث سكته انقباضى از رسيدن سرماى شديد البرد بر سر و الم سقطه يا ضربهء مورم غشا و صعود بخار فاسد يا كيفيت رديهء سميه بدماغ صورت بندد پس سكتهء امتلائى كه بسبب ماده سودا بود از كمودت لون و حموضت زبد و خفقان توان دانست و آنچه از مادهء دموى بود حمرت وجه و درور اوداج در عرق « 2 » جبين و تنفس به غير غطيط ؟ ؟ ؟ شاهد ويست و اگر از مادهء بلغم باشد بياض لون و ترهل و ؟ ؟ ؟ كثرت

--> ( 1 ) الملك حكيم ؟ ؟ ؟ احساس و رجع ؟ ؟ ؟ صرح وقت و سرعت خرد ؟ ؟ ؟ ( 2 ) ؟ ؟ ؟ رگ پيشانى